مهاجران افغان در معرض اخراج و زندان از ایران
در روزهای نزدیک ، وزارت داخله جمهوری اسلامی ایران ، یک ونیم میلیون مهاجر افغان را تهدید به اخراج وزندان از کشور ایران نمود .
در سال ۱۳۸۶ خورشیدی این بار دوم است که جمهوری اسلامی ایران ، دست به اخراج افغانهای مهاجر میزند. بار نخست بهار امسال بود که طرح اخراج افغانها در دستور کار دولت اسلامی ایران قرار گرفت. دهها هزار مهاجر افغان با جبرو اکراه ، فشار و تهدید ، اهانت و تحقیر ، در اردو گاها منتقل وخلاف تمام نورم های حقوقی ، ارزش های اسلامی و انسانی از ایران اخراج گردیدند. افراد زیادی از خانواده ها بدون آگاهی از همدیگر ، جدا ، جدا رد مرز شدند که گزارش های خبری و تصویری فراوان در همان زمان منتشر گردیدند. نیروهای انتظامی ایران ، شبانه به منازل مهاجران هجوم می بردند ، افراد و خانواده ها را دستگیر راهی اردو گاه و یا به مرز می فرستادند. کارگران افغان از منازل بلند منزل به زیر انداخته شدند. لت وکوب مهاجران افغان توسط نیروهای انتظامی تا به حدی گسترده بود که جسد چند نفر از این " توبیخ شده گان " تا به ولایت هرات افغانستان رسیدند. جمهوری اسلامی ایران پیوسته از طریق اطلاعیه ها واعلامیه های رسمی به کار فرمایان کار خانه ها وصاحبان موسسات مختلف ، هشدار می داد که از استخدام کارگران افغان جداً پرهیز نمایند. چنانچه وزارت کار ایران در طی یک اعلامیه آورده بود که :
اگر کار فرمایان با اخراج کارگران افغان ، کارگران ایرانی را جایگزین آنها کنند ، حق بیمه آنها را تا سه سال آینده دولت پرداخت می نماید. در این اعلامیه قید شده بود که از زمان صدور دستور العمل ، تا ۱۵ روز کارفرمایان فرصت دارند که کارگران خارجی خود را معرفی کنند و به آنها هشدار داده شده بود که اگر در پایان این ۱۵ روز ، به معرفی کارگران خارجی خود اقدام نکنند ، مورد پیگرد قضایی قرار گرفته واز سه تا شش ماه زندان محکوم خواهند شد. وزارت کار ایران از کار فرمایان خواسته بود که برای استفاده از کارگران دارای مجوز اقامت ، از این وزارت تقاضای جواز کار نمایند ووزارت کار برای آنها مجوز کار شش ماهه خواهد داد.
جمهوری اسلامی ایران برای اینکه اخراج مهاجران افغان را توجیه نمایند ، از طریق رسانه های جمعی همواره از مردم تقاضا میکرد که در شناسایی مهاجران غیر قانونی افغان با ارگانهای انتظامی کشور همکاری نموده واز این طریق تکلیف " شرعی " و " اسلامی " خود را انجام بدهند. بد تر از همه این بود که درگرماگرم این تبلیغات به گونه ای تلویحی ودر برخی موارد به صورت آشکار ، طوری به جامعه ایران افاده داده می شد که گویا مهاجران افغان مسبب خشونت ، جنایت ، بیکاری ، دزدی و فساد هستند و با خروج آنها ایران به " مدینه فاضله " می رسد.
اینها را به خاطر گفتیم که نگاهی به پیشینه ای بسیار نزدیک برخورد جمهوری اسلامی ایران با مهاجران افغان داشته باشیم. چون متاسفانه در کشور ما در قبال اخراج جمعی مهاجران افغان از ایران برخورد دولت افغانستان ، وزارت مهاجرین ، وزارت خارجه در آغاز امسال بسیار انفعالی ، سهل انگارانه بود. وقتی هزاران مهاجر افغان با سرو پای برهنه ، توسط نیروهای انتظامی ایران ، توام با تحقیر وتوهین از ایران اخراج گردیدند ، آنگاه پارلمان افغانستان گویا از خواب بیدار شد و وزیر مهاجرین ووزیر خارجه را استیضاح نمود و هردو وزیر را عزل کرد ، اولی رفت واما دومی چون " سنگ خارا " در جایش سنگین نشسته است. وقتی وزارت داخله ایران در طی بیانیه ای اخراج وزندانی نمودن " یک ونیم میلیون " مهاجر افغان را ، رسماً اعلام نمود ، وزیر خارجه ی روشنفکر ما ، خم به ابرو نیاورد ، فقط به سخنگو یش دستور داد تا چند کلمه ای در این رابطه بیان نماید. مثل که وزیر خارجه ای ما وارد شدن در این مسئله ای مهم وحیاتی را کسر شان خود میداند. در غیر آن تجربه ای بهار امسال ، تجربه بسیار تلخی بود و اعلام رسمی تهدید اخراج و زندانی نمودن یک ونیم میلیون مهاجر هموطن ما ، خبر پیش پا افتاده ای نیست که نتوان در ان تامل ، تعمق کرد وراه های جلوگیری از این فاجعه ای انسانی را جستجو نکرد. چنانچه جمهوری اسلامی ایران فقط پنج روز بعد از اعلامیه ای اخراج مهاجران افغان درسه نوبت ۷۳۰ نفر نفر از این مهاجران را در هوای سردو یخبندان و با وجود ریزش برف سنگین در دو طرف مرز ، اخراج نمود که به گفته ای مسئولین ولایت هرات ، اگر به سروقت اخراج شده گان رده اول نمیرسیدند ، به یقین که همه آنها از سرما تلف می شدند. دانسته نشد که دیپلماسی فعال وزارت خارجه ای ما چه وقت گره از مشکلات مارا در سطح جهانی و به ویژه با کشورهای همسایه باز می نماید؟
کار گران مهاجر افغان ، نقش بسیار مهمی در توسعه اقتصادی ایران داشته است. کارگران افغان عمدتاً به کار های فزیکی مشغول بوده اند که مربوط به لایه های زیرین جامعه ایران میگردد. گرچه جمهوری اسلامی ایران ، اخراج مهاجران افغان را ، ایجاد فرصت های شغلی برای رفع بیکاری در جامعه ی ایران میداند ، اما بعید به نظر میرسد که کار گر ایرانی با آن مزد اندک ، دست به کارسخت فزیکی بزند. متاسفانه افغانستان به دلیل بی سرپناهی ، بیکاری ، فقر متزاید ، خشکسالی متداوم ، جنگ و خشونت ، نا امنی وفساد روزافزون در دستگاه دولت ، زمینه ای پذیرش صدها هزار مهاجر را ندارد ، ورنه وطن خود را همه دوست دارند ، بدون وطن اگر در بهشت عدن هم باشی ، حقیر ، بیچاره و بیگانه می باشی. اما وقتی نان شب و روزت را در نیاوری ، خانه نداشته باشی ، زمینی برای کشت در اختیارت نباشد ، فرزندانت در برابر دیده گانت از گرسنگی بنالند ، جنگ وخشونت تو را به مرگ تهدید نماید ، دولتمردان کشورت در فکر و اندیشه ای خود باشند و مقوله ای " خدمت به مردم " دیگر مقوله ای فراموش شده ای باشد که فقط به درد روزهای انتخابات بخورد. پارلمان وطن ات که از آن به نام خانه ای " ملت " یاد میشود ، به گونه ای پنهانی معاش شان را افزایش بدهند ، طبعاً فرصت نمی یابند تا اخراج صدها هزار مهاجر هموطن خویش را از کشور های همسایه به عنوان معضل ملی مطرح بحث قرار بدهند چنانچه در روزهای سخت ودشواری که کوچی ها در هزاره جات بیداد می کردند ، پارلمان افغانستان نخواست تا مشکل کوچی ها را به عنوان یک " معضل ملی " وارد بحث مجلس بسازند. یعنی در تمام معضلات ملی ، اگر دولت افغانستان منفعلانه برخورد کرده است ، پارلمان ما نیز نتواسته این معضل ها را به صورت جدی مورد بحث قرار بدهند و راه حلی برای آنها در یابند.
این بار ابعاد غمنامه ای اخراج مهاجران افغان از ایران گسترده تر از گذشته است چون در آغاز امسال دولت ایران اخراج پنجصد هزار مهاجر را در دستور کار خود قرار داد اما در این زمستان سرد و برفی ، بیانیه ای رسمی جمهوری اسلامی ایران حاکی از اخراج یک ونیم میلیون مهاجر افغان است که تهدید زندان را نیز در پی دارد. اگر جمهوری اسلامی با آن شدتی که در اعلامیه آمده است ، برخورد نماید ، برای جامعه ای افغانستان مشکل بزرگ ملی را بار می آورد. فراموش نشود که جمهوری اسلامی ایران تا حد زیادی این برخورد را حساب شده انجام میدهد. اگر چنین نیست ، چرا در چنین زمستان سرد ویخبندان دست به این عمل می زند ؟ آیا این خودش به نحو جامعه ا ی بین المللی را تحت فشار قرار دادن نیست ؟ آیا دولت اسلامی ایران نمیداند که افغانستا به دلیل تداوم خشونت ، فقر ، بیکاری و خشکسالی توان پذیرش چنین رقم درشتی از مهاجران را ندارد ؟ از سوی دیگر بنا بر دشواری های داخلی جمهوری اسلامی ایران و مخالفت های روز افزون مخالفان رژیم در سطح ملی و بین المللی ، برگردانیدن توجه ملت ایران به مسیر های دیگری نمی باشد ؟
اما در اینجا به یک نکته باید اشاره نمایم که برخورد جمهوری اسلامی ایران با مهاجران افغان برا ی شکست بسیاری از تابو ها ، تجربه ای مهمی را در پی داشته است. مراجعی که تا دیروز محورهای مقدس بود و نسبت یابی این مراجع حتی به سرزمین شان سیمای مقدس داده بود. فرهنگ ، زبان و مذهب مشترک هیچ کدام نتوانست به فریاد دردمندانه ای آن مهاجر غریب بخورد که از متن باورهای اعتقادی خود ، کوله بار سفرش را بسته بود تا به سرزمین موعود برسد ودر آنجا در کنار "مقدسین " به زنده گی اش سرو سامان بدهد. اما در سرزمین موعود مسافر غریب خود را بیگانه یافت ، در مانده وافسرده ، زخم زبان شنید ، مقدسین آرمانی او ، از دادن یک " برگه " ای زیستن ، برایش ابا ورزیدند و حتی به ساده اندیشی و باورهای اعتقادی وی خندیدند و او با چشمان حیرت زده اش دید که بین اعتقاد آرمانی او وعملکرد " سرزمین مقدس " فاصله ای زمین وآسمان وجود دارد و امااو چه خوشباورانه به آن دل بسته بود وحتی جان وروح اش زمانی در گرو آن گذاشته بود و اما...
از دید این قلم ، برای دفاع از حقوق انسانی مهاجران افغان در کشور های همسایه وبه ویژه کشور ایران ، ایجاب می نماید تا در یک همبستگی ملی تمام نهاد های مدنی در صورت شدت اجرای فرایند اخراج ، صدای اعتراض شان را بلند نمایند. چون نهاد های مدنی بر اساس خصلت خویش ترمذکننده ای ، استبداد ، غفلت ورزی ، سهل انگاری وساده نگری دولت ها به شمار می رود وهمین نهاد ها میتوانند دولت را تحت فشار قرار بدهند تا یک استراتژی ملی در قبال همه مهاجران افغان وبه خصوص صد ها هزار مهاجر ، در ایران وپاکستان طرح و به منصه ای اجرا در آورده وبدین وسیله از بروز فاجعه ای بشری در کشور جلوگیری شود. نهادهای مدنی که طیف وسیعی را در بر میگیرند ، از طریق فعالیت های مدنی چون : پخش وتکثیر اعلامیه و آگاهی ها ، همآیش ها ، تظاهرات خیابانی ، تحصن در برابر پارلمان ، وزارت مهاجرین ووزارت خارجه ، نافرمانی های مدنی وغیره می توانند صدای صدها هزار مهاجر را به گوش جهانیان ، دولت مردان افغانستان ، دولت ها و مردم کشور های همسایه برسانندو به عنوان یک دین ملی از تمام امکانات مدنی که در اختیار ما است باید استفاده نمود تا از حقوق انسانی صدها هزار هموطن ما که در معرض تهدید اخراج وزندان در جمهوری اسلامی ایران قرار دارند ، دفاع کرده باشیم.