فرصت اندک ، مسئولیت خطیر
کمتر از ده روز به تاریخ ثبت رسمی اسمای کاندیدان ریاست جمهوری افغانستان باقی مانده است. اما تا هنوز از کاندید مستقل جامعه هزاره خبری در میان نیست. هرگاه این توفیق حاصل نشود ما بدون شک دچار یک غفلت تاریخی خواهیم شد.در چنین وضعیت آرای جامعه پراگنده میشودورهبران به دلیل فقدان همآهنگی درونی خود شان، قادر به اجماع آرا نخواهند گردید، چون هرکدام تلاش خواهند کرد تا رای مردم را در صندوق کاندید مورد نظر خود واریز نماید. این سر آغاز پراگندگی رای جامعه خواهد بود. وقتی کاندید مستقل جامعه مطرح نباشد،مردم دچار فقدان همسویی اجتماعی گردیده و فضای گرم همگرایی به محیط سرد، بی روح و توام با سرگشتگی، مبدل خواهد شد.
تجربه نخستین انتخابات ریاست جمهوری نشان داد که جامعه هزاره به ویژه زنان این جامعه، گروه، گروه در شهر ها، ولایات و مناطق هزاره نشین به کاندید مستقل جامعه خود در یک همگرایی واحد، رای دادند وبدینسان شعور اجتماعی وعقلانیت سیاسی شان را به نمایش گذاشتند. نکته که نباید از آن غافل گردید اینکه نبود کاندید مستقل در این دوره ای از انتخابات، جامعه را به شدت دچار سرگشتگی میسازد وبه روحیه جمعی لطمه بزرگی وارد می نماید.چون هزاره جات دو ممیزه برجسته در انتخابات دارد:
۱ - امنیت کامل و سراسری.
۲ - مشارکت فعال وگسترده زنان در انتخابات.
آیا لزومی دارد که از این ممیزات بسیار مهم وارزشمند، چشم پوشید وآرای یک جامعه منسجم را به صندوق کاندیدان غیر این جامعه ریخت ؟ اگر کاندید مستقل ودارای پایگاه اجتماعی وارد عرصه شود، به یقین که شور و هیجان به مراتب بیشتر از انتخابات قبلی را بر خواهد انگیخت. چون در هفت سال ریاست جمهوری آقای کرزی، هزاره جات فقط دو کیلو متر سرک اسفالتی را نصیب شد که آنهم توسط خانم بوش، افتتاح گردید. در هر نوبتی که آقای کرزی به بامیان رفت، در وصف آن ولا و مردمانش آنقدر سخنان پرزرق و برق گفت که تصور میشد به زودی سیمای این ولایت تغییر می نماید، اما فقط آن حرف هااز عقب همان میزخطابه دود شدو به هوا رفت. مردم به خوبی درک کردند که این وعده های آقای کرزی وعده های سرخرمنی بیش نبودند. در دوران ریاست جمهوری جناب کرزی بود که مردم هزاره پس از سه دهه، با هجوم بیرحمانه کوچیها، درمرگ عزیزان شان و بهسود سوخته، مویه کردند. درهمین دوران بود که میلیارد ها دالر در افغانستان سرازیر گردید ودرمناطق پر آشوب جنوب صدها هزار دالر بنام باز سازی فرستاده شد، اما "هزاره جات امن" نه تنها از بازسازی محروم نگهداشته شد، بلکه بار دیگر موسسات بین المللی از جمله موسسه اکسفام، در چندین نوبت از بروز فاجعه انسانی در این مناطق به دلیل قحطی، خبر دادند. مجموعه این رویدادهای نامیمون در مناطق هزاره جات، اتوریته رئیس جمهور کرزی را نزد جامعه هزاره به زیر کشیده است. طبیعی است که برای کاندید مستقل جامعه ، فضای جدیدی مساعد گردیده است، هرگاه وارد عرصه رقابت های انتخاباتی گردد، اجماع آرای مردم را با خود خواهد داشت.
برخی ها میگویند که ما در این دوره نباید کاندید مستقل داشته باشیم. استدلال شان بیشترازناتوانی توارد خودشان در دایره رقابت ها، منشا می گیرد. در حالیکه در دور اول انتخابات این عزیزان از فعالان کاندید مستقل جامعه بودند. اگر دردور نخست وارد شدن کاندید مستقل درست بود، حالا چه دلایلی برای نادرستی آن وجود دارد. آیا مسئله ملی در افغانستان راه حل یافت ؟ آیا هزاره جات از نعمت بازسازی بهره مند گردید؟ آیا از تجاوز کوچی ها جلو گیری شد ؟ آیا سرک کابل - هزاره جات که از ۴۰ سال پیش طراحی شده بود، آغاز به کار کرد ؟ آیاولسوالی های واجد ولایت شدن در هزاره جات ،به ولایات تبدیل شدند؟ آیا از میلیار هادالر سرازیر شده سهم کوچکی به هزاره جات داده شد ؟ پس اگر این پرسشها حد اقل پاسخ مثبت خودرا می یافتند، وارد شدن کاندید مستقل ناروا پنداشته میشد. اما گذر هفت سال نشان داد که هزاره جات ومردم هزاره، فقط در محرومیت تعمدی وآگاهانه نگهداشته شدند،ولی در مقام سخن از این تعمد چیزی نگفتند ولی در مقام عمل، سعی کردند که در دیوار این محرومیت کمترین صدمه ای وارد نشود. و این قرارداد نا نوشته بمثابه یک فرایند تاریخی در قبال مردم هزاره اعمال گردید.پس در این دوره از انتخابات داشتن کاندید مستقل در جامعه ضروری تر از دوره نخست انتخابات ریاست جمهوری، می باشد. چون تجربه هفت سال گذشته نشان داد که نسبت به تداوم محرومیت جامعه هزاره، علی الرغم تغییرات ملی وبین المللی، دستگاه قدرت در افغانستان متعهد وپایدار عمل میکنند. در مقابله با این فرایند نابهینه واستخوان سوز نبایداز در عذرو تگدی وارد گردید، کاندید مستقل جامعه که آرای جمعی مردم را با خود دارد، با دولت بعدی ورئیس جمهور منتخب، نه از موضع " لابه گری "، بلکه ازسکوی قدرت مردم، چانه زنی سیاسی خود راانجام خواهدداد. بازسازی هزاره جات،رسمیت بخشی ولایات جدید، جلوگیری بدون قید وشرط از ورود کوچی ها به هزاره جات، آغازکار سرک کابل ـ هزاره جات، توسعه مکاتب ودانشگاها وغیره از جمله اولویت های اند که کاندید مستقل جامعه به عنوان ممثل اراده جمعی مردم خویش،در چانه زنی های خود ـ نه بگونه خاضعانه، بلکه با جسارت و استواری - توجه دستگاه قدرت آینده را به آن جلب نموده تا عملاً به این خواسته ها جامه عمل بپوشانند.
برخیهااشاراتی داشته اند که آقای بشردوست که هم تحصیلکرده، هم روشنفکر وهم هزاره است، میتواند کاندید مستقل جامعه هزاره باشد.آقای بشردوست خود به این سوال پاسخ داده است.جناب بشردوست نه تنها خودرا کاندید جامعه هزاره نمیداند، بلکه هر کی از محرومیت تاریخی، درد جانکاه، قتل عامها ونسل کشی این جامعه یادنماید، ایشان، آنرا معادل اندیشه های فاشیستی قلمداد میکند.آقای بشردوست علی الرغم سیمای هزارگی خود، این لباس را برقامت خود، خیلی ناموزون میداند.
همچنان در طی نوشته ها ودیدگاهای برخی از دوستان کاندید های احتمالی مختلفی به عنوان کاندید مستقل جامعه هزاره مطرح شده است، اما در مخیله این شخصیت ها مسئله کاندیداتوری شان حتی برای یکبار هم خطور نکرده است، چه رسد که آنها اعلام آمادگی نمایند. خوب ما فرصت اندکی داریم، در این فرصت ناچیز نباید زمان را به تئوری پردازی وتحلیل های جامعه شناسانه از دست بدهیم. مهم این است که حب وبغض، گذشته های سیاسی چون چپ ور است، سوابق تشکیلاتی وغیره راباید کنار گذاشت. چون این "یاوه های هدف دار" علاوه برآنکه زمان را از ما میگیرد، مارا از همدیگر متفرق میسازد. ما به چشمان خود مشاهده میکنیم که در جوامع دیگر این " مسیر ها " همه در یک رودجاری میشوند و هر گونه تفکیک را حرام کرده اند. وای برحال ما که با گذشته تاریخی درد ناک جامعه خود، هنوز در مسیرهای متعدد ومختلف سرازیر شویم. طبیعتاً با این سرازیری ما به یک رود باری کوچک هم تبدیل نخواهیم شد، بلکه هرکدام بطور جداگانه در شن های سوزان بیابان خواهیم خشکید. چون مارا هم از درون وهم از بیرون میخواهند پراگنده سازند. پراگندگی خودش آغاز زوال یک جامعه است. نباید بگذاریم که آرای مردم ما پراگنده شوند. ما ناگزیری تاریخی داریم تا کاندید مستقل خودرا از طریق اجماع همگانی وارد عرصه نماییم و او فریادی از همصدایی ما باشد. ورنه در هر قدم برای ما خارکشت میکنند. آخرین اش هم " احوال شخصیه تشیع " است که میخواهند طبل رسوایی مارا در سطح ملی وبین المللی بکوبند. اما برای مقابله با این توطئه خطر ناک، ماباید اراده جمعی خود را در وجود یک کاندید مستقل متمرکز سازیم، تا در فردای بازتاب اراده ما، نخستین گام کاندید مستقل جامعه، حذف این ماده های افتضاح آور خواهدبود. توجه داشته باشیم که در افغانستان کسانی میتوانند دست به مبارزه سیاسی وانتخاباتی بزنند که از جسارت وشهامت بالایی برخوردارد باشد. از تهدید نترسد، تطمیع نشود، دارای برنامه های بسیار دقیق، کارا و موثر باشد. خطر کند ودر ارائه اندیشه هایش مهارت وتوانایی داشته باشد وازسوی دیگر نه تنها پشتوانه ای جامعه هزاره را با خود داشته باشد، بلکه از پشتوانه ای جامعه ازبک وترکمن نیز برخوردار باشد. در حال اگر چنین شخصیتی داشته باشیم،چرا وارد عرصه انتخابات نشود؟ در عدم توارد به این عرصه، هفت سال بعد، شاید اندکی از این پایگاه اجتماعی را با خود نداشته باشد. چون حوادث سیاسی واجتماعی در افغانستان پیشبینی ناپذیر است. فرصت هارا باید دریافت، باور واعتماد مردم را نباید به بازی گرفت در خط خطیر هدایت گری جامعه پیش باید رفت. زیراانسان های شجاع میتوانند خطر نمایند نه هر " مخنث بی ایمان ".